محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
482
خلاصة الحكمة ( فارسى )
[ خاتمهء جنس چهارم و پنجم : مجامعت ] و ببايد دانست كه از جمله حركات بدنيه و نفسانيه هر دو ، جماع است ؛ زيرا كه اين را دخل در هر دو است . و به حدّ اعتدال و قدر لايق و سنّ جوانى ، باعث تقويت و دفع فضول است و در هنگام ضعف و سنّ كهولت و شيخوخت ، باعث تجفيف رطوبت اصليه و نقصان حرارت غريزيه و ضعف قوا و استيلاء برودت بالعرض [ است ] ؛ به جهت آن كه در آن رطوبت قريب العهد بالانعقاد زياده مستفرَغ مىگردد و با آن ، جوهر روح نيز ؛ به سبب آن كه جوهر منى ، حاصل از جوهر هضم چهارم است كه طبيعت مدبّرهء بدنيه از آن جوهر - كه رطوبت قريبة العهد بالانعقاد به جوهر عضو است - از هر عضوى قدرى نگاه مىدارد و نمىگذارد كه جزء عضو گردد و به انثيين مىفرستد ؛ تا آن كه در آن مستحيل به صورت منويت گردد و در آن ذخيره و آماده باشد براى آن كه هنگام مباشرت مندفع گردد . و در جوهر آن ، حدّت و لذعى مىباشد كه مجراى قضيب را دغدغه مىنمايد و به مرور و اندفاع آن لذّت مىيابد ؛ خصوص كه جوان حارّ المزاج قوى البدن باشد كه بالطّبع ، كمال التذاذ از آن مىيابد و مشتاق بدان است . و لهذا به سبب كمال التذاذى كه طبيعت را بدان مىباشد و شوقى كه بدان دارد ، در آن هنگام جميع ارواح و قوا و حرارت غريزيه به هيجان و حركت مىآيند و متوجّه آن مىگردند . و [ لهذا ] يك وجهِ آن كه اولاد صلحا و اتقيا و كسانى كه ايشان را چندان ميل و رغبت به اين امر بهيمى نيست ، ناقص و ضعيفُ القوّة و ضعيف الخلقة مىباشند و [ اما ] اولاد كسانى كه حريص بدانند و چندان صلاح و تقوى ندارند اكثر قوى القوّة و البنيّة مىگردند . و اكثر ، نطفه حرام ؛ به جهت آن كه ابَوَين آن را در آن حين ، به سبب استيلاء قوّت شيطنت و محكوميت در تحت سلطنت ابليس نيز قوى القوّة و ذهين و زيرك مىباشند امّا در امور دنيوى و شرارت . و بدان كه افراط جماع به هر حال مضرترين اشياست ؛ خصوص كه مقرون به انزال باشد و پى در پى و ادمان بر آن واقع شود ، كه باعث ضعف ارواح و قوا و اعصاب و ضعف